محمد سعيد جانب اللهى
47
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
درمانگران [ مقدمه ] در طب سنتى درمانگران حكيم ، پيرزنان و پيرمردان باتجربهاى هستند كه با شناختى كه از خواص گياهان و ساير داروهاى غير گياهى دارند ، به درمان بيمارىهاى جسمى مىپردازند و اين تجربه و شناخت را از پدران و مادران خود آموختهاند و در تمامى نقاط بررسى شده چنين افرادى وجود داشتهاند . طبيبان سنتى در اكثر موارد طبابت را يك شغل محسوب نمىكردند و بابت كار خود دستمزدى نمىگرفتند . سواى حكيم افراد ديگرى با تخصصهاى ويژه در طبابت نقش داشتند كه اهم آنها به شرح زيرند : 1 . قلمبند ( شكستهبند ) : پيرمردان باتجربهاى هستند ، كه با كسب تجربه از پدران خود به اين مهارت دست يافتهاند و هنوز هم در نقاط روستايى و حتى شهرى ، شكستهبندى اكثرا به همان شيوهء سنتى انجام مىگيرد . شكستهبند يا به اصطلاح قلمبند همانند حكيم هيچگونه مزدى نمىگيرد و تخصص خود را شغل محسوب نمىكند . بيشتر قصاب هستند كه به دليل آشنايى به آناتومى حيوانى و تشابهات موجود با انسان اقدام به اين عمل مىكنند . 2 . ماما يا ماماچه : زنى است كه در زايمان به زنان كمك مىكند و بچه را مىگيرد . ماما هم معمولا براى كار خود مزدى درخواست نمىكند . اما زائو بعد از حمام زايمان برحسب بضاعت خود هدايايى مثل يك كلهقند و يك بسته چاى يا يك قواره پارچه به او مىدهد . آموختههاى آنان تجربى است ، كه بيشتر از طريق مادر به فرزند دختر منتقل مىشود و شيوهء كار آنها هم سنتى است . 3 . ملا ( دعانويس ) : افرادى هستند كه براى ناراحتىهاى روحى و روانى ، نازايى و چشمزخم دعا مىنويسند و هركس با توجه به بضاعت مالى خود هنگام درمان پول يا قند و چاى به آنها هديه مىدهد .